خزعبل

خرید بک لینک
هرکس، یک چیزی را معنای زندگیاش در نظر میگیرد.برای او، چند گیاه بود و چند تابلو و چند ظرف. با اضطراب، دورشان میگشت و میپایید که مبادا خشک شود، خط بیفتد یا بشکند، و زندگیاش رنگ ببازد.کنج خلوت معنادارش را جز به چشمانی که باید نمیخواست نشان دهد.او تمام معنای زندگیاش را، به پای آن دو چشم ریخت.  چشمانی که ناخواسته، خشک کرد و خط انداخت و شکاند.حال تکههای ظروف را، تن شکسته گیاهانش را و تابلوهایی خط افتادهاش را، دست گرفته بود و در خیابان میگشت. نمیدانست این درد را کجا فریاد زند.این درد را چگونه درمان کند.برای او، معنای زندگی در آن چند گیاه و چند تابلو و چند ظرف بود.اما دیگری نمیدانست.آقای ... خزعبل...

ما را در سایت خزعبل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 10:06

لبریز شدن، آکنده شدن، آغشته شدن؛ این واژهها، توصیفگر اوضاع شدهاند.لبریز شدن، حال آدم رو در مرزی تصویر میکند که هر آن انتظار داریم بترکد. یا رها کند و برود. دیگر نهایتِ ظرفیت پر شده. آکنده شدن، به این شکل که آنچه از آن لبریز شدهایم، حال جزیی از ما شده است. غم، خشم، تنهایی. چنان گوشتی که به استخوان چسبیده باشد؛و آغشته شدن، پیچیدهترین وجه این اوضاع است؛ آنچه جزیی از ما شده، ناخواستنی است و به آن آغشتهایم؛ گویی نمیپذیریم که از آن آکندهایم.پ.ن: همین که از زمین پرواز کرده و سعی میکنم دور شوم، زنجیرِ خاطرات و تقویم و هزار درد و شادی و زهرمار، برم میگرداند. گاه فکر میکنم به خاطر آن است که چیزهایی را از دست دادم که همیشگی میدانستمشان؛ اما واقعیت این است که هیچ وقت هیچ چیز از آن ما نیست مگر خیال. خزعبل...

ما را در سایت خزعبل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 10:06

صفحه بندی